کارهایی که در زندگی انجام می دهیم، پشت صحنه ی هیچ فیلمی نیست.
همه ی صحنه ها همان برداشت نهایی است که قرار است به روی پرده بیاید و نمایش داده شود.
چیزی به نام "تـمـرین" وجود نــدارد.
"آنتونی رابینز"
باز آمد بوی ماه مدرسه
بوی بازی های راه مدرسه
بوی ماه مِهر، ماه مهربان
بوی خورشید پگاه مدرسه
از میان کوچه های خستگی
می گریزم در پناه مدرسه
باز می بینم ز شوق بچه ها
اشتیاقی در نگاه مدرسه
زنگ تفریح و هیاهوی نشاط
خنده های قاه قاه مدرسه
باز بوی باغ را خواهم شنید
از سرود صبحگاه مدرسه
"قیصر امین پور"

شکوه زندگی این نیست ،
که هرگز به زانو در نیائیم …
در این است که هر بار افتادیم ،
دوباره برخیزیم … !
"نلسون ماندلا"

می گویند دنیا متعلق ب کسانی است
که زود از خواب بیدار می شوند
اما دروغ است!
دنیا متعلق ب کسانی است
که از بیدار شدنشان خشنودند.
مونیکا ویتی

یکى یهود و مســـــلمان نزاع مى کردند
چنانکه خنده گــرفت از حدیث ایشــــانم
به طیره گفت مسـلمان : گراین قباله من
درســت نیســت خـــــدایا یهود می رانم
یهود گفت : به تورات مى خورم سوگند
وگــر خلاف کنم ، همـچو تو مســـلمانم
حافظ
حـاصــل کـارگـه کــون و مکـــان ایـنهمه نیست
بـــاده پیـش آر کـه اســباب جهـــان اینهمه نیست
پنـج روزی کـه در ایـن مـــرحــــله مهلت داری
خوش بیــاسای زمـانی که زمـــــان اینهمه نیست
از دل و جان شـرف صحبت جانان غرض است
غـرض این اســت وگرنه دل و جان اینهمه نیست
منت ســـدره و طـــوبـی ز پــی ســــایه مکـــش
که چو خوش بنگری ای سرو روان اینهمه نیست
دولت آن اســت که بی خــون دل آیــد بــه کنــار
ورنــه با ســعی و عمــل باغ جنـان اینهمه نیست
بــــر لـب بـحــر فنـــا منتــظـریـم ای ســــــاقــی
فرصتی دان که ز لب تـا بــه دهــان اینهمه نیست
نـــام حـــافـظ رقــــم نیـــک پـذیـرفت ولـــــی
پیــــش رنـدان رقـــم سود و زیان اینهمه نیست
از گذشته درس بیاموزید …
نه اینکه در گذشته زندگی کنید !
آینه ی عقب اتومبیل برای این نیست ،
که رو به عقب رانندگی کنید … !
"آنتونی رابینز"
همه چیز بستگی به حال و هوای دلت دارد…
حال دلت که خوب باشد. آدم ها همه شان دوست داشتنی اند…
حتی چراغ قرمز هم برایت مکثی دوست داشتنی می شود
حال دلت خوب باشد…یک دنیا مهربانی در
چهره ات نهفته است…
و چقدر لذت دارد که آدم حال دلش خوب باشد..
به زیبائی بیاندیش ، نه برای انگیزش ، که در جهت تعالی .
زیبائی به هر جا آرامش می آورد ، چه دست ساز انسان چه طبیعی.
پاول ویلسون
|
نه هر که چهره برافروخت، دلبری داند |
نه هر که آینه سازد، سکندری داند |
|
|
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست |
کلاه داری و آیین سروری داند |
|
|
تو بندگی، چو گدایان، به شرطِ مزد مکن |
که خواجه خود روش بنده پروری داند |
|
|
غلام همت آن رندِ عافیت سوزم |
که در گداصفتی، کیمیاگری داند |
|
|
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی |
وگرنه هر که تو بینی، ستم گری داند |
|
|
بباختم دل دیوانه و ندانستم |
که آدمی بچه ای شیوهٔ پری داند |
|
|
هزار نکتهٔ باریک تر ز مو این جاست |
نه هر که سر بتراشد قلندری داند |
|
|
مدارِ نقطهٔ بینش ز خال توست مرا |
که قدر گوهر یک دانه جوهری داند |
|
|
به قد و چهره، هرآن کس که شاه خوبان شد |
جهان بگیرد اگر دادگستری داند |
|
|
ز شعر دلکش حافظ کسی بُوَد آگاه |
که لطف طبع و سخن گفتنِ دری داند |
انسان هست،
تولد هست و مرگ هست؛
و دیگر انسان نیست،
تنها خاطره ای از اوست.
کسانی که الگوی زندگی ما بودند، میدانستند چه می کنند،
آنها به مرگ فکر نکردند، تنها به زندگی فکر کردند….
(احمد شاملو)
در این عمری که میداﻧﻲ
فقط چندی تو مهماﻧﻲ!
به جان و دل
تو عاشق باش…
رفیقان را
مراقب باش…
مراقب باش ﺗﻮ به آﻧﻲ،
دل موری نرنجاﻧﻲ…
که در آخر تو میمانـﻲ و
مشتی خاک که از آﻧﻲ…
دلا یاران سه قسمند گر بدانی.
زبانی اند و نانی اند و جانی.
به نانی نان بده از در برانش.
محبت کن به یاران زبانی.
ولیکن یار جانی را نگه دار.
به پایش جان بده تا میتوانی
مثلث شادمانی انسان:
سه چیز انسان را شاد می کند
اولین مورد، ارتباط های انسانی است،پس با همه مهربان باشیم
دوم طبیعت است، به خصوص طبیعت جاندار مثل گل ها و گیاهان
سومین مورد نیز خندیدن است
فکرش را بکن هر سه مجانی هستند!!! بی هیچ بهایی…!!!
چه زیباست بر سپید و سیاه روزگار لبخند زدن
حتی اگر پرهایت بسته باشد
حتی اگر بخاطر ناگفته ها ساز حنجره ات کوک نباشد
حتی اگر در لحظه هایت تلنبار نگرانی باشد
حتی اگر پیچک خاطرات در هزار توی دالان اندیشه ات پیچیده باشد.
به آسمان بنگر، قطره قطره لبخند حمایت می بارد٬
فاصله ی ما تا خدا فقط به اندازه ی باور یک لبخند است …
روی ویترین یک کتابفروشی در شهر رم نوشته شده:
همیشه دلخوری ها را..
نگرانی ها را…
به موقع بگویید…
حرفهای خود را به یکدیگر با "کلام" مطرح کنید
نه با رفتار
که از کلام همان برداشت میشود که شما میگویید
ولی
از رفتارتان هزاران برداشت …
قدر بدانید "داشتنها" را
مهربان بودن مهمترین قسمت انسان بودن است.
روی ویترین یک کتابفروشی در شهر رم نوشته شده:
همیشه دلخوری ها را..
نگرانی ها را…
به موقع بگویید…
حرفهای خود را به یکدیگر با "کلام" مطرح کنید
نه با رفتار
که از کلام همان برداشت میشود که شما میگویید
ولی
از رفتارتان هزاران برداشت …
قدر بدانید "داشتنها" را
مهربان بودن مهمترین قسمت انسان بودن است.
ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺍﺳﺖ.
ﮔﻞ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺎﺷﺖ!
ﮔﻞ ﻧﮑﺎﺭﯼ؛ ﻋﻠﻒ ﻫﺮﺯ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﯾﺪ ..
ﺯﺣﻤﺖ ﮐﺎﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﮔﻞ ﺳﺮﺥ …
ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺯﺣﻤﺖ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺮﺯﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﻠﻒ ﺍﺳﺖ!
ﮔﻞ ﺑﮑﺎﺭﯾﻢ؛ ﺯﯾﺎﺩ!
ﺗﺎ ﻣﺠﺎﻝ ﻋﻠﻒ ﻫﺮﺯ، ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻧﺸﻮﺩ.
ﺑﯽ ﮔﻞ ﺁﺭﺍﯾﯽ ﺫﻫﻦ،
ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ،ﻫﺮﮔﺰ
ﺁﺩﻡ، ﺁﺩﻡ ﻧﺸﻮﺩ …ufeff
خیــال آرام من امـــروز ،
دست از چِـــرای دیــــروز و
چگـونـه فــــردا ،کشیـــده است …!
خوب بودن زیاد سخت نیست
کافیست مهربانی کنی
زبانت که نیش نداشته باشد و کسی را نرنجاند
همین خوبیست
وقتی برای همه خیر بخواهی همین خوبیست
وقتی محبتت بی منت باشد
وقتی عشق بورزی
وقتی زیبایی اشخاص را ببینی
وقتی خوبی هایشان را ببینی
همین خوبیست
مهم نیست که آدم ها چگونه اند
مهم نیست جواب سلامت را میدهند یا نه
تو سلام کن
سر به سر دلشان بگذار
شیطنت کن
بخند
همین خوبیست
مهم این است که تو خوب باشی
آن ها روزی دلشان برای خوبی هایت تنگ می شود باور کن
سلام. سلام. سلام
شب همگی شما خوبانم آرام ورویایی وبخیروشادیufeff

ﻭﻗﺘﻲ ﻧﺎﻧﻮﺍ ﺧﻤﯿﺮﻧﺎﻥ ﺳﻨﮕﮏ ﺭﺍ ﭘﻬﻦمی کند ﻭ ﺩﺭﻭﻥ ﺗﻨﻮﺭ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ ﺭﺍ ﺩﻳﺪی
ﻛﻪ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ مییفتد؟
ﺧﻤﯿﺮ ﺑﻪ ﺳﻨﮕﻬﺎ می چسبد
ﺍﻣﺎ ﻧﺎﻥ ﻫﺮﭼﻪ ﭘﺨﺘﻪ ﺗﺮمیشود، ﺍﺯ ﺳﻨﮕﻬﺎ ﺟﺪﺍ میشود
ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ
ﺳﺨﺘﯿﻬﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ
ﺣﺮﺍﺭﺕ ﺗﻨﻮﺭ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ
ﭘﺨﺘﻪ ﺗﺮ میکنند
ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺨﺘﻪ ﺗﺮمیشود
ﺳﻨﮓ ﮐﻤﺘﺮﯼ ﺑﺨﻮﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ
ﺳﻨﮕﻬﺎ ﺗﻌﻠﻘﺎﺕ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﻦ، ﺧﺎﻧﻪ ﻱ ﻣﻦ ،ﻣﻦ ،ﻣﻦ
ﺁﻧﻮﻗﺖ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻨﻮﺭ ﺧﺎﺭﺝ ﮐﻨﻨﺪ ﺳﻨﮕﻬﺎ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ !
ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺗﻨﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﭘﺨﺘﻪ
ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺳﻨﮕﯽ نمیﭼﺴﺒﺪ!
من زندگی را باغی دیدم که با عشق، «بهار» می شود و با امید، «مشکبار».
اگر «مشغول دل» باشی، اسیر «دل مشغولی» نمی شوی.
اگر به «عشق مقدس»، «دل گرم» شوی، به «بند هوس»، «سرگرم» نمی شوی.
بیشتر «غصه های احتمالی»، نتیجه «قصه های خیالی» است؛
پس بدان اگر «فرهاد» باشی، همه چیز« شیرین» است.
.
(شفیعی مطهر)
در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد
و آن آگاهی است
و تنها یک گناه، و آن جهل است
در این بین ، باز بودن و بسته بودن چشم ها و گوش ها،
تنها تفاوت میان انسان های آگاه و نا آگاه است
نخستین گام برای رسیدن به آگاهی
توجه کافی به پندار، گفتار و کردار است.
زمانی که تا به این حد از احوال ذهن ، جسم و زندگی خود با خبر شدیم،
آن گاه معجزات رخ می دهند….
کسی که خود را بشناسد هرگز با آنچه که دیگران درباره اش فکر می کنند پریشان نمی شود .
بازی زندگی، بازی بومرنگ هاست؛
برای دیگران عشق بفرست تا مهربانی را دریافت کنی؛
با عشق و امید، صبر و شادی برای رسیدن به بهار زندگی تلاش کنیم …
عاقبت از غم معشوق حکایت کردم،
نزد قاضی شدم و طرح شکایت کردم،
قلب من شاکی و او متهم و بنده وکیل،
جرم هم، سرقت و اینگونه روایت کردم،
که دلم را بربوده است و بر آن زخم زده ست،
طلب حبس و مجازات جنایت کردم،
طول درمان و شهود و همه مدرک جرم،
ضم و پیوست گواهی جراحت کردم،
شرح شکوائیه را گفتم و با قطع و یقین،
ادعای دیه و بحث خسارت کردم،
ضمن یک لایحه از بیم تجری ، طلب،
التزام و سند و جلب و کفالت کردم،
گفت قاضی که تو خود مجرمی از منظر عشق،
من از این نحوه ی دعوای تو حیرت کردم،
تو ندانی که بود جرم، شکایت از یار؟،
اتهام تو همین است ، قرائت کردم،
آخرین حرف و دفاع ات به زبان جاری ساز،
من به شلاق تو را حکم اصابت کردم،
تا بدانی که ز معشوق شکایت نبرند،
رأی این ست و من اینگونه قضاوت کردم،
من مبهوت از این حکم و از آن شکوه خویش،
نزد معشوق احساس حقارت کردم،
"نکته عشق" همین است ، مصونیت یار،
این همان رکن اساسی است که غفلت کردم،
بایدم زود که تودیع کنم پروانه،
شرم بر من که ندانسته وکالت کردم

اگر بتوانی نغمه ای شوی.
اگر بتوانی پاره ای از شادمانی هایت را با دیگران سهیم شوی،
اگر بتوانی خود را با دیگران قسمت کنی،
همین کافی ست، تو به منزل رسیده ای.
ما موجوداتی تنگ نظر و حقیریم،
زیرا از سهیم کردنِ دیگران در شادمانی های خود عاجزیم.
این بزرگ ترین خُسرانِ زندگیِ انسانی ست.
انسان احساسِ بدبختی و درماندگی می کند،
زیرا چشمه یِ عشقش را با گِلِ بُخل و تنگ چشمی بسته است.
برای خودت یک دایره ی اعتماد درست کن…
آنهایی که مهم هستند را بگذار درون دایره
کم اهمیت ترها را روی خط
و باقی را بیرون از این دایره!
هر وقت کسی حرفی به تو زد که خاطرت رنجید
ببین کجای دایره ات هستند؟
جزو افراد مهمند یا نه فقط هستند.
آیا براستی ارزش دارد از کسانی که برایمان اهمیتی ندارند برنجیم؟!
چرا بگذاریم آدمهای کم اهمیت زندگی مان
ما را نارحت کنند حتی برای ثانیه ای؟!.
این راز آرامش است …
یک "دایره ی فرضی"ufeff
.

بعضی چیزها در جهان خیلی مهم تر از دارایی هستند
یکی از آنها توانایی خوش بودن با چیزهای ساده است
"دیل کارنگی" 
عمر زاهد همه طى شد
" به تمناى بهشت "
او ندانست که در
" ترک تمناست"
بهشت
این چه حرفیست که در
"عالم بالاست بهشت"
هر کجا وقت خوش افتاد
همانجاست بهشت….
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
